مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)

مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)

دسته: علوم انسانی

بازدید: 1 بار

فرمت فایل: docx

حجم فایل: 70 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 26

دانلود کنید!

  • مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)
  • مبانی نظری و پیشینه سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)
  • مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)

مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های مقابله (فصل دوم تحقیق)

توضیحات: فصل دوم مقاله کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

  • همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو مقاله
  • توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
  • پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
  • رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
  • منبع: دارد (به شیوه APA)
  • نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از مبانی نظری متغیر:

از دیدگاه لازاروس و فولکمن مقابله عبارت است از: تلاش­های فکری، هیجانی، رفتاری فرد که هنگام روبه­رو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به کار گرفته می­شود (لازاروس و فولکمن، 1960). بر اساس بررسی­ها موقعی که با استرس و شرایط بحرانی رو به رو می­شویم روش مقابله­مان را از یک فهرست بزرگ­تر و گوناگون انتخاب می­کنیم گر چه فهرست بزرگی از روش­های مقابله­ای داریم لیکن اغلب به تعدادی از راهبردهای مقابله پیش از سایر راهبردها اعتماد می­کنیم و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می­دهیم که ما را با موقعیت­های آسیب­زا سازگار نماید با این همه روش مقابله با استرس مقداری پایداری در موقعیت­های گوناگون نشان می­دهند (لیویدووتین، 1997؛ به نقل از زارع، 1383). لذا یکی از موارد شایان توجه نقش تفاوت­های فردی در فرایند مقابله است هر یک از ما سبک مشخصی برای مقابله با مشکلات­مان داریم و موقعی که عنوان می­کنیم شخصی بامشکلاتش مقابله می­کند به طور حتمی بیان می­نمائیم که وی آن­ها را به صورت مؤثری دستکاری می­کند در واقع فرایندهای مقابله ممکن است شامل دامنه­ای از سلامتی تا آسیب شناختی محض باشد کارلس کارور و همکارانش همبستگی میان هر روش مقابله با برخی متغیرهای شخصیتی مثل عزت نفس و اضطراب را اندازه­گیری کردند آن­ها دریافتند که برخی الگوهای مقابله­ای (روش­های مقابله فعال برنامه ریزی شده) با عزت نفس بالا و اضطراب پایین همبسته هستند. در صورتی که الگوهای رویاوریی دیگر با عزت نفس پایین و اضطراب همبستگی دارد. یافته­هایی از این قبیل برای تمایز بین الگوهای مقابله با استرس بهداشتی و آن­هایی که منجربه ناسازگاری می­گردد را مشخص می­نماید. با این حال هیچ راهبرد مقابله­ای نمی­تواند پی­آمد موفقی را تعیین نماید. علاوه بر این ارزش سازگاری هر روش مقابله­ای به موقعیت طبیعی آن بستگی دارد. به طوری که حتی راهبردهای مقابله غیرمنطقی نیز ممکن است در برخی موارد ارزش سازگاری داشته باشد (چین آوه، ایشاک و صالح، 2010).

سبک زندگی ناسالم، با تلاش­های مقابله­ای در زندگی که بیشتر مربوط به ارزیابی­هایشناختی و شیوه مقابله­ای در قالب رفتارهای ناسالم است، ارتباط تنگاتنگ دارد. به ویژه یکرابطه معناداری با درماندگی در حل مسئله در این سبک مقابله­ای وجود دارد. پس رفتارناسالم و یک زندگی ناسالم نتیجه خلاقیت کمتر در حل مسئله و اطمینان کمتر به تواناییحل مسئله است. اینگونه افراد احساس درماندگی بیشتری دارند و منبع کنترل بیرونی تردارند و از اخلاق حرفه ای پایین تر برخوردارند زیاده طلب و احساس کنترل و مهارت کمتریرا تجربه می کنند از حمایت اجتماعی و تحمل جسمی کمتری برخوردارند تحریک پذیریبیشتری دارند و اسنادهای درونی ثابت و کلی بیشتری دارند در حالی که تصور رفتار وسبک زندگی سالم کاملا متفاوت است. این­گونه افراد شیوه مقابله و ارزیابی شناختیمثبت­تری دارند، احساس درماندگی کمتر، منزلت بالاتر، نمرات بالاتر در کنترل زندگی ومهارت­های زندگی و نگرش مثبت به سلامتی و ورزش، کمتر از مشکلات فرار کرده و بیشتربا آن­ها روبرو می شوند حمایت بیشتری دریافت می­کنند و از نظر هیجانی کمتر تحریکپذیرند. بنابراین رفتار سالم، سلامتی را پیش بینی می­کند و ارزیابی­های شناختی در فرایندترس و سلامتی نقش مهمی را دارند. در نتیجه می­توان گفت سلامتی روانی و جسمانیافراد هم تحت تاثیر ارزیابی شناختی و هم شیوه مقابله ای آنان قرار دارد (کاسیدی، 2002؛ به نقل از کاکاوند و پارسامنش، 1389؛ چین­آوه و همکاران، 2010). در هر صورت مقابله نقش مهم و مؤثری در سازش رفاه و سلامتی انسان دارد پژوهش­های مختلف نشان می­دهد که روش­های مقابله مساله مدار از روش­های مقابله غیرمساله­مدار بر رفاه و سلامتی افراد تأثیر می­گذارد (چین­آوه و همکاران، 2009). در نظریه شناختی هیجانی، بیان می­گردد که استرس­زا بودن رویدادها، پدیده­ای اساساً شخصی است و کارکرد تعامل فرد با محیط و ارزیابی او از وقایع بالقوه تهدید کننده و چالش برانگیز است (لازاروس، 1977). بنابراین در رویکرد فوق، فرض بر این است که استرس در صورتی ایجاد می­شود که شخص موقیعتی را چالش برانگیز و طاقت فرسا ارزیابی کند یا منابع کافی برای سازگاری با این موقعیت در اختیار نداشته باشد. بنابراین لازم است که تمامی افراد به راهبردهای مقابله با آن آشنا باشند. لازاروس و فولکمن (1997)، راهبردهای مقابله را به عنوان مجموعه­ای از پاسخ­های رفتاری و شناختی تعریف کرده­اند که هدفشان به حداقل رساندن فشارهای موقعیت استرس­زاست.

دانلود کنید!