بررسی هویت و عزت نفس

دسته: علوم انسانی

فرمت فایل: doc

حجم فایل: 85 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 73

بررسی هویت و عزت نفس

فصل اول: کلیات

1-1- مقدمه

1-2-موضوع تحقیق

1-3-اهداف تحقیق

1-4-اهمیت موضوع

1-5-دلایل انتخاب موضوع

1-6-سوالات تحقیق

1-7-تعاریف عملیاتی واژه ها

فصل دوم: موضع گیری های نظری ویافته های پژوهشی درخصوص موضوع

2-1-موضع گیری های نظری درخصوص هویت وعزت نفس

2-1-1-تعریف هویت وعزت نفس

2-1-2-شکل گیری هویت

2-1-3-نظریه های هویت

2-1-4-نظریه های عزت نفس

2-2-یافته های پژوهشی درخصوص موضوع

نتیجه گیری

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- روش تحقیق

3-2- جامعه و نمونه آماری

3-3- روش جمع آوری اطلاعات

3-4- ابزار اندازه گیری هویت

3-4- ابزاراندازه گیری عزت نفس

3-5- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش

1-4- بررسی جمعیت شناختی

2-4- بررسی توصیفی و استنباطی فرضیه ها

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه گیری

5-2- نتیجه گیری نهایی

محدودیتها

پیشنهادات

منابع

ضمائم

فصل اول: کلیات

1-1- مقدمه

1-2-موضوع تحقیق

1-3-اهداف تحقیق

1-4-اهمیت موضوع

1-5-دلایل انتخاب موضوع

1-6-سوالات تحقیق

1-7-تعاریف عملیاتی واژه ها

1-1-مقدمه

انسان درزندگی به دنبال معنایی می گرددکه به خاطرآن زندگی می کندوبارشدعقلانی فرددردوره نوجوانی توجه اوبه ارزشهاواعتقادات، مفاهم حقیقت، زیبایی ومرگ ونیستی که درکل معنای زندگی است جلب می شود. نوجوان تمام روابط وباورهایی راکه دردوران کودکی بدون چون وچراپذیرفته است موردپرسش وتردیدقرارمی دهدوسعی می کندباتوجه به شخصیت شکل پذیرواستقلال جوی خودنظامی ازارزشها بدست آورد.

بسیاری ازنوجوانان همان طورکه ((آدلوم)) بیان می کند، وقتی برای اولین باربه دنیای اطراف خودمی نگرندوسعی می کنندتاشخصیت خودراارزیابی نماینداحساس می کنند که درباره جهان ومعنای وجودانسان وحتی خودشان نیازمندپاسخ هستند (احمدی، 1377)

بنابراین دوران نوجوانی به سبب تغییرات شدیدجسمانی وروانی وازطرف دیگرانتظاراتی که خانواده وجامعه ازنوجوان داردوسایرعواملی که درروندرشدوتکامل نوجوان تاثیرمی گذاردبرحساسیت این دوره می افزاید.

براین اساس مسئله پذیرش نوجوان، حمایت، راهنمایی ومساعدت به نوجوان درکسب هویتی مستقل وارزشمندازاهمیت فراوانی برخورداراست. نوجوان دراین دوره نیازمنددریافت رهنمودهای اساسی جهت دستیابی به یک زندگی هوقمنداست. انسانهابه حفظ یکتایی وحدت ومرکزیت خودتوجه دارنداما علاقمند به بیرون آمدن ازخودوارتباط باموجودات دیگروطبیعت هستند. انسانها برای کشف وجودخودعلاقمند ومایلندهویت شخصی خودراپیداکنندیاخلق کنندوآغازاین علاقمندی به دوران نوجوانی برمی گردد.

طبق نظریه اریکسون، دراین دوران است که فردنسبت به شخصیت خودآگاهی پیدامی کند ویک من [1] که وحدت بزرگتری ازگذشته داردودرارتباط بایک گروه، شغل، جنس، فرهنگ ومذهب است دراوشکل می گیرد.

دراین راستا، عزت نفس یاارزش گذاشتن به ویژگیهای خودکه یکی ازموضوعات مهم وقابل بحث درباره رشدخودمحسوب می شودمی تواندبه شکل گیری یکی دیگرازجنبه های مهم رشدخودکه همان شکل گیری وتکوین هویت فردی است بیانجامد (براهنی، 1378)

ورودبه نوجوانی رااغلب تولددوباره می نامندچراکه فردباپشت سرگذاشتن دنیای کودکی خودوجست وجوی فرمنهاوباورهای جدیدبه دنبال تغییرانتظارات خودوهماهنگی باانتظارات والدین واجتماع برمی آیندوسرانجام به سوال «من کیستم؟ » درزندگی خودپاسخ می دهند. (اکبرزاده، 1375)

احساس عزت نفس درنوجوان ازنگرش والدین ومعلمین وهمسالانشان نسبت به آنهانشات می گیرد. عزت نفس نتیجه ارزشیابی خودانگاره است. بیشترنوجوانان به طورفراینده ای یک خودایده ال راکه درمقایسه دایمی باخودواقعی انسان است درخویشتن رشدمی دهند. نتیجه این ارزشیابی، احساس خوب بودن یاخوب نبودن است.

همزمان بافاصله گرفتن ازبزرگسالان ومبارزه برای استقلال دراوایل نوجوانی خودآگاهی وانتقادازخوددرنوجوان زیادمی شود. خیال پردازی وآزمایشهای واقعی ورقابت پیشگی اواسط نوجوانی بتدریج به رشدعزت نفس منجرمی شود.

تجاربی که نوجوان درجریان ایفای نقشهابه دست می آورندورفتارهای مناسب وموردپذیرش وتقویت دیگران، موجبات تلفیق وهماهنگی عناصرتشکیل دهنده «خود» رادراواخردوره نوجوانی فراهم می آورد. (لطف آبادی، 1378)

درنهایت نوجوان می کوشدباتلفیق این ارزشهاوارزیابی هابه تصویریک پارچه ای ازخوددست می یابد. درصورتی هم که نظرهاوارزشهای والدین وهمسالان متفاوت ازهم باشنداحتمال پیدایش تعارض درنوجوان افزایش می یابدودچارحالت «سردرگمی هویت [2]» می شود. واین زمانی است که درنوجوان بحران هویت حل نشده باشدوفردمفهوم یک پارچه ای ازخودیاسلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش درزمینه های عمده زندگی نداشته باشد. (براهنی، 1378)

همان طورکه گفته شد، تثبیت هویت درسنین جوانی رخ می دهد. دراین دوره معمولااستقلال کامل ازوالدین وتصمیم گیری شخصی برای قبول مسیولیت زندگی حاصل می شود. توانایی جوانان برای درنظرگرفتن تمام جوانب مسایل ویافتن دانش نسبتاوسیع درباره هنجارهای اخلاقی واجتماعی وآگاهی ازضرورت یکپارچه بودن شخصیت بزرگسالی، زمینه های لازم رابرای آنان فراهم آورده، تابه تثبیت هویت وانجام خودبرسند.

دراین دوره هویت شخصی آنان به صورت باورهای عملی وارزشهاوطرح وبرنامه مشخص زندگی جلوه گرمی شود (لطف آبادی، 1378)

به طورکلی، هویت نه تنهادارای بعدشخصی وفردی است بلکه دارای بعداجتماعی وجمعی نیزمی باشد. (هور، 1991، به نقل ازرایس، 2001)

اریکسون معتقداست درسنین نوجوانی، فردنسبت به هویت خود، آگاهی به دست می آوردوخودباوحدت بزرگتری ازگذشته درارتباط باگروه، شغل، جنس، فرهنگ ومذهب درنوجوانی شکل می گیرد. تعارض روانی این دوره مربوط به شکل گیری احساس هویت وپراگندگی اجزای مختلف آن است. وظیفه حیاتی دوره نوجوانی آن است که این تعارض راحل کندویک هویت واحد ومنسجم رابرای خویشتن ایجادنمایدواین کاروقتی مقدوراست که اوبرجوانب منفی این تعارض وبحران غالب شودوهماهنگی درونی ومداوم درایفای وظایف مختلف خودبدست آورد- رشدهویت جوانب مختلفی دارد- جنبه روانی آن – خوددرونی نوجوان راشکل می دهد. اوبایدبتواندزندگی گذشته وهویت دوره های قبلی زندگی خویش راباوضع حال جدیدش پیوندمناسبی بزند.

نوجوان دراین تلاشهای خود، همچنین بایدبتواندبه پرسشهای مهم (جای من درهستی کجاست؟ ! اززندگی خودچه می خواهم؟ !) پاسخ گوید- برخلاف دوره های قبلی که کودک این پرسش راازبزرگترهاداشت – اینک اوازخودمی پرسدوخوداونیزبایدپاسخ مناسبی برای پرسش های خویش پیداکند- دراین سالهای نوجوانی. شکل گیری خودروانی وخود- امری جالب توجه وشوق آفرین است. اوخودراانسانی مخصوص خویش می یابدوطبیعی است که ازاین بابت نوعی احساس تنهایی نیزدرخودداشته باشدوهمین امرموجب می شودکه اوباخودبگویدهیچکس فکرواحساس مرانداردونتیجه چنین احساسی ازخود راضی بودن نوجوان است – درابتدای نبوغ، نوجوان به درستی نمی داندکه کیست؟ واززندگی چه می خواهد؟

برای اینکه اوبتواندبه وحدت هویت خویش برسد، زمان لازم است. این زمان، فاصله ای میان آغازنبوغ تاشروع زندگی شخصی وپایان تحصیلات ویازمان ازدواج وآغاززندگی خانوادگی است.

این زمان درگروههای مختلف اجتماعی وفرهنگ های مختلف، کم وزیادمی شود. دراین دوره نسبتا طولانی است که نوجوان، خودرامتعلق به سرزمین های بی نام ونشان می داند- گاه حالت کودکان وگاه حالت بزرگسالان رابه خودمی گیرد. درهمین زمان است که اوخودوزندگی ووظایف مختلف راتجربه می کند- درجریان این تجربه هاست که اوخودراباقهرمانمان مختلفی همانندمی کند. گاهی همانندباقهرمانان افسانه هاست، گاهی ورزشکاران بزرگ راالگوقرارمی دهدوگاهی ممکن است دوست یامعلم خودرانمونه مطلوب بداند- این همانندسازی هادیگرجنبه سمبولیک ندارد، یعنی برخلاف بازیهای نمایشی دوره کودکی، تجارب نوجوانی وکارهای اوحالت جدی دارد.

اودیگرنقش های مختلف رابابازی ایفانمی کندبلکه عملاً نقشهای مختلف رابه تجربه شخصی درمی آورد، بیشتراین نقشهاحالت افراطی دارد دراجرای همین نقشهای مختلف نوجوان به تدریج هویت فعلی خودراباگذشته هایش پیوندمی زند- درجریان تشکیل هویت، ، بویژه درآغازآن، نوجوان به نفی ارزشهای والدین نیزمی پردازد، اگروالدین صبروتحمل خودراازکف بدهندواورازیرفشارشدیدنظرهاومعتقدات خودبگذرانند- ممکن است مشکلات بیشتری بروزکند. این اختلاف بین نوجوان ووالدین رابرخی ازنویسندگان به تعارض نسلها (شکاف نسل ها) نیزتعبیر کرده اند- اماواقعیت این است که چنین دشمنی موهومی، بین نسلهاوجودنداردواین تعارض هادرصورتی که واکنش عاقلانه وصبورانه درمقابل آنهانتشان داده شودبه سودرشدنوجوان وشکل گیری درست هویت است.

پایان نامه بررسی هویت و عزت نفس

دسته: علوم انسانی

فرمت فایل: doc

حجم فایل: 85 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 73